اندکی احتمال عشق

 

1.

پسرک حالا دیگر  نوپا محسوب می شود . نوپا یعنی اینکه پاهایش نو هستند . و باید کم کم آب بندی بشود . باید آنقدر راه برود تا طرز کار با این عطیه ها و نعمتهای نو را یاد بگیرد.

او باید با احتیاط و قدم به قدم راه برود و تند تند بخورد زمین و مادرش دندش نرم باید دنبال کنجکاویهایش بدود  تا سرش جایی نخورد. پسرک مدام از این سو به آن سو می رود و به همه چیز دست می زند. خطر دارد و جیز است برایش هیچ مفهومی ندارد.  ساعت 4 صبح ممکن است در حال گشتن دور خانه پیدایش کنی ...ارتفاع مفهومی ندارد. پسرک به ندرت باطری اش تمام می شود و می خوابد و مدت شارژ مجدد باطری اش فقط 20 دقیقه طول می کشد و مادرش فقط 20 دقیقه وقت دارد استراحت کند؟ مطالعه کند؟ آشپزی کند؟ لباس اطو کند؟ سبزی و کاهو بشوید ؟ حمام کند؟

آه خدای من... چرا برای کودکان نوپای آدمیزاد یک دکمه روشن- خاموش نگذاشته ای؟ به خدا فقط روزی دو ساعت خاموشش می کردم... فقط دو ساعت...

 

 

2.

لکان در مورد جامعه دموکراتیک می گوید " ناکجا آبادی که در آن " رندی" اعتباری کلی و جهان شمول دارد"

تعریف ژیژک از رندی موقعیتی است که در آن فرد شهامت رویاروئی با وضعیت امکانی و غیر ضروری ایده ها و عقایدش را دارد.

وضعیت امکانی ایده ها و عقاید.

نسبی بودن... نسبی بودن همه چیز. ترک خوردن مطلق ها. 

 

3.

 

بعضی جاها بعضی موقعیتها از آدم یه کرم دندون می سازه. یا یه کرم ابریشم چاق که مدام برگ می جوه و فربه میشه همین و همین.

نباید جایی باشید که در یک روز معین ازهر ماه براتون آب و دون بپاشن . باید دنبال آب و نون بدوید و عرق جبین بریزید و هی برای آب و نون بیشتر فکر کنید و کار کنید .

فکر کنید و کار کنید.

دقیقا یادم نیست که چی شد که اینجوری شد.

 

4.

کاش زندگی لحظه ای مجال عشق بود

کاش بود کاش و کاش و کاش

اندکی احتمال عشق بود...

 

5.

احساس در راه ماندگان را دارم. غبار سواران جلو رفته هم پیدا نیست. دوستان رفتند.

مدتهاست که رفته اند. 

من اینجام  و در  پشت  سر من انبوهی از مسافران غریب. غریبه های مسافر. زشت رویان مریض. بیماران نا امید . مفلوکان اسیر . 

حیف این روزها نیست ؟ 

مهر شید و بهرامشید و ماهشید و ... 

فرت و فرت خالی و خالی ... 

حیف نان . حیف روز . حیف آب و آفتاب...

 

5.

حالا نمی شد یه دکمه روشن خاموش می زاشتی بعضی وقتا یه دو ساعتی خاموشش می کردم؟

خوب بودا...

/ 6 نظر / 32 بازدید
میم

عزیزم... ببوس وروجکت رو الهام جانم روزهات آروم

حدیث میرفیضی

سلام با احترام دعوتید به خوانش فکر گیجه های رنگیم.دنیاتون کارتونی

مجید حیدری

تازه اولشه ...

الهام حيدري

دلم برات خيلي تنگ شده دختر. بوس

akbri

برای خوانش بیایید .

فاطمه.مامان مهتا

دنبال مطلبی میگشتم کمی حالمو خوب کنه ....بعد از مدتها میخواستم یه نوشته بخونم خوب بفهممش .....عمقم حال بی اد .....یهو یاد نردها افتادم یادم افتاد همیشه اینجا پشت این نرده ها میشه چیزی برای "الهام " گرفتن پیدا کرد............ قدمهای پسرک قندکت مبارک...آش قدمی باید درست کرد آیا|؟