1.

رئیس یک هولدینگ بزرگ آلمانی . من . همکارم . نماینده یک هولدینگ ایرانی ... گرماگرم بحث در مورد نحوه تحویل و انتقال پول و ....

نمی دونم جوراب  یا کفش کی بو می داد. کل جلسه تحت الشعاع بود. تحت الشعاع بو ! 

تحت الشعاع لهجه بد انگلیسی همکارم و اینکه موقع حرف زد دستشو جلوی دهانش می گرفت. خیلی بد بود. نشانه عدم اعتماد به نفس. بد نشستن پا رو پا انداختن

و اطلاعاتی که می خواست رو بصورت طبقه بندی نداشتیم. 

چیزهای کوچکی بود که نداشتیم . نظافت پا .  اعتماد به نفس و سی دی اطلاعات یکپارچه 

اما همه این چیزهای کوچولو موچولو برای ما گران تمام می شوند. برای ما . ملت ما . و بچه های ما.

 

2.

گفت مدیرم سلام رساند  و این را برای شما فرستاد ..برایم یک جفت ست روان نویس و خودنویس  طلایی یوروپن فرستاده بود.   برخورد زیادی نداشته ایم . چند برخورد رسمی کوتاه کاری  اما او همیشه توی ذهنم یک جنتمل است .

چند سال پیش توی فرودگاه یک کشور خارجی وقتی من محل ماموریت را به قصد ایران ترک می کردم و او هم  به جایی  و ماموریتی دیگر می رفت برای تشکر از کاری که وظیفه شغلی  ام بود عطری خرید و هدیه داد که هنوز دارمش و با احتیاط از آن استفاده می کنم از بس که خوشبوست از بس که نایاب است.

جنتلمن بودن ساده است. یک زن همین چیزها را می خواهد که مردی توی ذهنش محترم شود. توجه . ظرافت . ارزش.

3.

و هنوز عشق پاشنه آشیلش است. 

 

4.

دارم گردن بعبعی رادین رو می دوزم . از  عید قربان  که بریده شدن یک بعبعی را مشاهده کرده مدام با هر چیزی دستش برسه گردن این بعبعی پشمالوی سفید رو پاره می کنه و از من می خواد از زبون بعبعی التماس کنم که  سر منو نبر !  سر منو نبر ! 

و با لبخندی موزیانه و بسیار مسرت بخش  عزم خودشو برای بریدن سر بعبعی مظلوم  بیشتر جزم می کنه.

دارم گردن بعبعی رو می دوزم و  به اسید پاشی فکر می کنم . به خشونت در تاریخ و ناخوداگاه فرهنگی - قومی خودمون فکر می کنم بعد فراتر می رم و می بینم خشونت در هر جایی که انسان هست وجود داره و به خبر تکه تکه شدن یک زن توسط یک مرد استرالیایی  فکر می کنم .

انسانیت واقعا مفهوم خنده داریه . انسانیت وجود خارجی نداره . یک کاور شیک ساختگیه .

به قول مارکس معصومیت فریبکارانه

به قول هابز انسان گرگ انسان است.

به قول الهام حیدری حیوانیت شدید

/ 7 نظر / 46 بازدید
سینا

سلام انسانیت هم مثل عدالت یک مفهوم دور از دسترسه، حرفشو می زنیم، آرزوش می کنیم، ولی در واقعیت نمودی نداره... دوسش داریم اما حسش نمی کنیم! واقعا در این وانفسای جنون و جنایت بشری با چه چیزی خودمونو آرام کنیم؟! به چه مفهوم متعالی دل خوش کنیم؟!!... جای خالی معنویت، اخلاق، عدالت توام با توسعه، جامعه ای خالی از "حیوانیت شدید" و سرشار از انسانیت رو با تمام وجود حس می کنم واقعا!! [گل]

اسماعیل(از سنگ تا الماس)

1-این هم سهم اون آقا بود از اقتصاد ایران..!! 2-کاش دو تا مثال غیر ریالی و یا ارزانتر میزدید. 4-برقاتلین سیدالشهدا لعنت...!!!

سینا

[لبخند] لبخند عاقل اندر سفیه دیگه?؟!!! [ناراحت][گل]

مجید حیدری

1-به نظر من وجه تمایز انسان و حیوان عقل و نطق هستش. اگر من از عقلم استفاده نکنم و رفتارم به طور مطلق خارج از چارچوب فکر باشه , حالا این خارج چارچوب میتونه احساسات , عواطف , تعصبات و... باشه و اگر من نتونم در مورد عقاید , درخواستها , باورها و ... هر چیز دیگری که دارم با یه انسان دیگه گفتگو کنم و درپایان گفتگو به یه نتیجه عقلانی برسم چه فرقی با حیوان دارم؟ 2-السلام علیک یا اباعبدالله. امام حسین تو لشگرش غیر مسلمان هم داشت. پس به نظر من فقط برای اسلام کشته نشد.برداشت من که به اندازه ظرف خودم هست اینه که برای انسانیت ایستاد و کشته شد.بارها و بارها قبل از نبرد و هنگام نبرد اقدام به گفتگو کرد.

شبنمکده

درود عجب

امیر

بعبعی رادین تا وقتی فعل قتل در دستگاه زبان زبان صرف شدنی است

اصالت با انسانیته... اگر چه انسانیت ظرف دینداریست. ...به معنای دیگه امام حسین از حیثیت انسان بما هو انسان و زندگی و حیات انسانی از زاویه نگاه آیین الهی دفاع کرد. ...وقتی این حرفا و واژه ها رو کنار هم آرایش میدم باورهای سید اصلاحات در ذهنم مرور میشه که چقدر روی گفتگو و مفاهمه با حفظ عقاید و احترام متقابل برای نیل به تفاهم ادیان، مذاهب، نحله های فکری و سیاسی جامعه و جوامع بشری که گاهی صرفا اشتراکات انسانی دارند اصرار ورزید و تاکید کرد و مدعیان دینداری با او و حیثیت انسانی او چه روا داشتن!![گل]