اندک جایی برای زیستن

 

1.

صبح باشد. باران زده باشد به شهر. زمین با آب رقصیده باشد. باد خنک بخورد به صورتت. راننده هم خوش ذوق باشد و عشق از حنجره استاد شجریان بار دیگر شده باشد... جور دیگر شده باشد.

صبح نکویی است. تا باد چنین بادا.

2.

این کار شاملو رو به کی میشه تقدیم کرد جز تو ؟

پس برای تو ... برای عشق...

و چشمان ات راز آتش است

و عشق ات پیروزی آدمی است

هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوش ات

اندک جایی برای زیستن

اندک جایی برای مردن

و گریز از شهر

که با هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند.

3.

تا حالا بهش فکر کردید؟

- مور مور کننده است.

بهش فکر نکنید.

/ 7 نظر / 24 بازدید
کربلایی حسین

سلام.از اینکه نظر دادید ممنون تو پست های بعدی هم سر بزنید

مجید حیدری

کورش بزرگ: مثل باران باش وقتی می باری نپرس این کاسه خالی ازان کیست.

phoenix

Thanks for your well-written, indirect and full of energy poem

غلامرضاسلیمانی

سلام من هم از پیدا کردن دوستان قدیمی خوشحال میشوم چه پنهان از شما بارها از یافتنشان گریسته ام و با خاطراتشان زیسته ام.... شعر شاملو جزو تسلیحات کشتار جمعی محسوب میشود ... و آغوش ات اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مردن مرسی دوست قدیمی....

به هر حال داستان هر چه باشد به غم و درد این دنیا نمی ارزد زجرهایی در این دننیا رخ می دهد گور پدر هر چی داستان خالق خلق و موت همه اش مال خودشان دنیای زجر اوری است

تصوير خيال

خيلي دوستش دارم اما هيچوقت نمي دونستم مال شاملو خيلي بي سوادم نه؟

تصوير خيال

منم حسودي كردم اوووووووووره