استریپ تیز پر طمطراق و یا عریانی یکباره و بی سلیقه

 

پنجشنبه گذشته رامتین زارع میهمان شعرخوانی و نقد و نظر نشست ادبی "ع" بود. چهل و پنج دقیقه شاید هم بیشتر چه فرقی می کند, شعر خواند.

از مجموعه اش " یک روز به مستطیل گفتم لوزی " هم خواند. شعرهای مجموعه اش را دوست داشتم و شعرهایی که در چند ماه گذشته از او خوانده بودم اما  روی شعرهای اخیرش که در جلسه خواند حرف داشتم.

رامتین زارع را به نگاه زیباتر و خلاقانه تر از شل سیلور استاین در شعرهایش می شناختم. به کودکی صادق و خلاق که در سطرهایش داشت.به زبانی که اگر در آن امر زبانی و اجرای زبانی اتفاق نمی افتاد اما حرکتی درونی ناشی از تازگی نگاه به یک پدیده - پدیدار بود که خوب اتفاق می افتاد.

نگاه شاعر به پدیدارها ناشی از هیچ امر پیشینی فکری- زبانی نبود. جهان شاعر جهان تازه ای بود . نه از آن تازه های مالیخولیایی که هیچ نبرد تازگی درش صورت نگرفته است و فقط به هم ریختن کهنه های زبانی است بلکه از ان تازه ها که تویش به خنده می افتیم و به تحسین واداشته می شویم.

آیرونی کودکانه ای که به دل می نشیند.  ادبی فلسفیدن کودکانه و موزون . یا فلسفی ادبیدن موزون و کودکانه.

اینها شعر رامتین زارع را برایم جذاب می کند و باعث می شود اگر بشنوم جایی می آید من هم بیایم.

اما شعرهایی که خواند و خواهید دانست راجع به کدامها حرف می زنم  شعر نبودند.  شعر نبودند چون بیان واضح و بی پرده تجربه امر اروتیک و یا تجربه اندیشه و تخیل اروتیک شعر نیست.

این کار از هر صاحب زبان کم مایه ای هم به خوبی بر می آید. (پدربزرگ نودو خورده ای ساله من نیز اگر بخواهد برای من و شما بی پرده توضیح دهد که چگونه همسری را دوست دارد اختیار کند قطعا توصیفش از  متون خوانده شده در آن  پنجشنبه و متون مشابه دیگر جذاب تر خواهد بود.)

به عقیده به روز کننده نرده ها ,  بیان امر ممنوعه شامل امر اروتیک و اروتیزم تا آنجا کارکرد زبانی و زیبایی شناختی در شعر دارند که اولا نهان باشند و ثانیا کارکرد های موازی دیگری در بافت و متن داشته باشند.

لذت کشف کنایه و اشاره اروتیک بسیار بیشتر از بیان عریان و شفاف آن است. شبیه تفاوت استریپ تیز کم سرعت و پر طمطراق است با مواجه شدن بی سلیقه و یکباره با عریانی مطلق که تازه سعی دارد گستاخی خود را به رخ بکشد.

اصولا و ذاتا امر اروتیک پیوند سختی با ایهام و ابهام و مه و غبار دارد. همین مه و غبار و ایهام و شرم و حیا و موانع اجتماعی و فرهنگی و امثالهم امر اروتیک را زبانی و مهیج می کند اگر قرار باشد بدین بی پردگی درباره اش سخن گفت و کل متن همین باشد :

بیان واضح تجربه امر اروتیک هیچ شعری نوشته نشده است هیچ کاری انجام نشده است کل اتفاقی که افتاده است همین است : یک نفر دارد  گستاخی و بی پردگی می کند.

اگر مولانا و عبید و ... هم بی پردگی کرده اند آوردن آن عبارات و الفاظ فقط و صرفا برای اوردن آن الفاظ و عبارات نبوده است در واقع در خدمت کل روایت بوده اند و در جریان نقل داستان و حکایت نگفتنشان لابد زبان و عبارت را تنگ می کرده است.

/ 7 نظر / 33 بازدید
امیر

سلام . بار دراماتیک جلسه زیاد بود! .. من به شخصه در نشست عین با شاعرها و نویسنده ها بیش از پیش آشنا شدم با مستنداتی که خودمان از آنها بدست اوردیم و انها بدست دادن... با ژست ها و گارد گرفتن ها و اداها و همه و همه + خودتبیینی کلیه مهمان ها.. خدا رو شکر ازادی بیان و عقیده بدون حد و بند و حصر و استثنا بود هر چند خواندن هر مطلب هر جایی مناسب نباشد

تصويرخيال

اوره قشنگم تو تنها كسي هستي كه ميفهمي من چي ميگم

تصويرخيال

منم تنها كسي هستم كه نمي فهمم تو چي ميگي

نسیبه

سلام عزیزم آپم[گل]

phoenix

بازار شعر و شاعری گویابه ته خط نزدیک شده و سر خط بهتری پیدا نشده!

صبا

از این که ان قدر دقیق و راحت راجع به شعرهای یک نفر نوشته ای واقعا لذت بردم. در چند شب اخیر در وبلاگ های فارسی شعر و شاعری گشت می زدم و آزاردهنده ترین مسئله فراوانی حرف نادقیق و مفت بود وبلاگم رو تازه راست و ریس کردم و بیشترین انگیزه ام هم اجبار خودم به نوشتن و اندیشیدن در زبان فارسی بود چون در چندماهی که اومدم لندن متوجه شدم که اگه وقت صرف اش نکنم از دست می دم اش قطعا خوشحال می شم ببینی و بخونی

مرد نابهنگام

در اینکه - امر اروتیک رابطه ی بسیار عمیقی با ابهام و مه انگیزی دارد - شکی نیست . اما آیا فکر نمی کنید که ظهور منظر فتیش وار ( به زعم ژیژک از خوانش مواضع لکان ) می تواند گونه ای از قلقلک هیاهو وار امر خیالی باشد ؟ آیا این سازو کار شعر نیست ؟