افتادن

 

افتادن. از بالا افتادن. بی خبر از بالا افتادن. تو ی دامن کسی که نمی دانی کیست. چشم باز می کنی توی بغلش هستی. از سینه اش شیر می آید و تو بی آنکه خبر داشته باشی چرا می مکی و می مکی. تو بزرگ می شوی او کلمه به کلمه از زبان خودش در دهانت می ریزد . یاد می گیری که این آب است نه ماء و نه واتر. و زبانش می شود زبان مادری ات. او  و شوهرش به تو می گویند چه چیز خوب است چه چیز بد است. آنها مغز تو را مانند یک سی دی خالی در رایتر می گذارند. تو را به روضه امام حسین می برند و یا به مهمانی دنس و درینک و یا هر دو. آنها به تو ژیمناستیک و باله یاد می دهند و یا در ازای حفظ هر آیه از قرآن برایت هدیه ای می خرد...  

بی خبر افتادن. بی هوا نهاده شدن در دنیا.  لیز خوردن از رحم بی خبری و تاریکی در وانفسای شلوغ و آشوب زده ی دنیا ... جنگ تخاصم ,نا برابری, فقر, ...  و گریه نوزاد از ترس و واهمه وانهاده شدن در تاریکی ها و ناشناخته های  دنیاست.

رها شدن  در هزار توی تجربه ها.  به چیزهای داغ که دست بزنی می سوزی... جیز است و دست زدن به چیزهای جیز مجازات دارد. از لبه های ارتفاع می افتی و افتادن درد دارد. زخم دارد. و زخم می سوزد .

بی هوا افتادن در یک طبقه. کارگر, سرمایه دار, متوسط ؟  طبقه ای که به قول مارکس هرگز نمی توانی تغییرش بدهی.بودن در شهری که انتخاب تو نیست . کشوری که انتخاب تو نبوده است. خانواده و طبقه ای که لاجرم در آن افتادی.

و غدد درون ریز بدنت !!! از همه مهمتر غدد درون ریز تو هستند که در در تمام ارگانهای تو اثر می گذارند. در نحوه ی راه رفتنت. خندیدنت. در تمایلت به دود به ورزش.  آنها بر چه اساسی  و با میل چه کسی تنظیم شده اند که تو بر اساس نظریه ابو علی سینا صفراوی مزاج باشی یا بلغمی یا دموی یا سودایی؟ پر کاری یا کم کاری هورمونها و غدد تو چقدر در شخصیت تو در تند خویی در احساس رقابت اجتماعی و حتی در چاقی و لاغری  تو و.... موثرند؟

و چنگ زدن برای تغییر شرایطتت وقت می برد هزینه می برد عمر می برد. و کاسته شدن از عمر شکستگی در پی دارد. سپید شدن موها . خراب شدن دندانها. شل شدن ماهیچه ها . ضعف حواس.

و خدای من.  پروردگار بزرگ و عجیب . حضرت مجهول .  در زنجیره ی بی هوا افتادن ما در متن شرایط پایانی نیست .  و ما چقدر چقدر چقدر تحت شرایطیم.  اصلا ما همین دو نقطه زیر کلمه  شرایط هستیم...

و خدای من زیر این شرایط در این شبکه پیچیده سهم من چیست؟  من چه کنم که مرا و تو را خوش بیاید ؟  دستهایم را بگیر. دستهای  کوچک وانهاده ام را بگیر.

اهدنا الصراط المستقیم.

/ 8 نظر / 15 بازدید
حالا بی نام

دنس یا قرآن؟ کسی که برقصه بی دینه... کسی که فرار کنه مومن

مجید حیدری

این اواخر مجالس روضه وقتی به سینه زنی میرسه کم از مجالس دنس نداره! بنده به عنوان مطلع در هر دو موضوع عرض میکنم[نیشخند] ولی درست گفتی . اگه من تو استرالیا ,ژاپن یا مثلا جزایر قمر افتاده بودم , الآن یکی دیگه بودم... . یادمه یه بار من به مارکس گفتم طبقه رو نمیشه تغییر داد اون دهن لق هم رفت به همه گفت.[قهقهه] احساس میکنم یه کم نگرانی یا شاید آشفته ای.ما همه قدرت این رو داریم که احساس خوبی از زندگی داشته باشیم (این رو هم به رابینز گفته بودم).

مینا آقاخانی

سلام لابد بی نامه چون تو بی معرفتی! همه جا یر زدن آیونه تو دلت نخوایت منم... ویولنم خوبه.الان پارت میرم پاتریس استادم خوبه

afshin

[گل] 10 اردیبهشت روز شاخاب همیشه پارس گرامی [گل] روز 10 ارديبهشت ساعت 4 پس از نيمروز همه با هم براي سه جزيره ايراني ابوموسي , تنب بزرگ و تنب کوچک مقابل سفارت امارات ميرويم و از سرزمينمان دفاع ميکنيم . آدرس .. تهران , خيابان ظفر , حالا همش تو سر هم بزنيم , شعر عاشقانه بنويسيم , چت کنيم و ... خاک کشورمان را در خواب خرگوشي ما ميبرند شرم آوره .