از ماخ علی بابا به تولا و 9 سالگی بلباگم

 

١.

٢١ آبان که گذشت وبلاگ نرده ها, نرده های عزیزم  ٩ ساله شد... باورم نمیشه ٩ ساله اینجام. میزبان چشمهای ناز شما.

 

٢.

قراره امروز تو نشست ادبی (ع) راجع به  شعر و زبان بیدل حرف بزنم. خدای بیدل مرا عفو کناد که هر چه اهمال خواهد بود  محصول بضاعت ظرفم است.  خلاصه گزارش را خواهم نبشت.

٣.

این هم یک شعر.

 تقدیمی از ماخ علی بابا به طالا بالا

***

 کلمات را روی ریل می نشانم

تا شعرم  حالت مسافر داشته باشد

حالتی از من

که روی شنبه تلق

یکشنبه تولوق

دوشنبه دروغ

سه شنبه شلوغ

آه ای چشمهای الکی

و اشاره های دزدکی دزدکی

دستهایتان دستگیر هم که نشود

 چیزی دستگیرتان که نمی شود

می شود؟

چرا که ریل واقعیتی است/

 اگر گوش بکشید روی صدای روزها یتان

می شنوید تلق می شنوید تولوق

و سعی می کنید که شلوغ نباشید

و توی شلوغیها لا اقل

با خودتان دروغ نباشید

** 

 سرم سفر آلوده است

و کوله بارم بر پشت

بی قرار بی قرار

از من مدام می خواهد

از من نوش

و گوش شنوا ندارد

که راه نیست مجال نیست

آهنگ سفر در پشت سرم

پشت گوشهایم

حالتی به چشمهام داده

حالتی از مدام

که مردم  مرا  می گویند سفری

هی سفری!

کجا به سلامتی؟

و من به سلامتی

بالا می روم بالا با لا تر

تا لا می روم

تالا تر

و لای سفر تر می شود

لای سفر لای اصیلی است لای انکار است / لای نفی

و من لای نفی و انکار مانده ام

لای گل و لای

آی از گل و لای

وقتی روی کوله بارت باشد

بی قرار بی قرار

من سفری هستم

بی نهایت سفری

و می روم

به سلامتی ات.

 

*

زیر دوش به ریل فکر کرده باشی

دراز بکشی با حوله

خیره به نقشهای پرده

که هر لحظه به شکل کسی

چیزی

در گذشته که درگذشته

و قبرش با قبور دیگر

زیر باران

پائیز به پائیز

شسته می شود

و نامش هنوز

سوز

و هنوز

از نامش خون می آید.

و هنوز پائیز است و باران

می بارد

باران یک واقعیت است

ومی بارد

و ریل واقعیت است

و می بارد

/ 5 نظر / 9 بازدید
نیما (گوشه)

سلام!‌ شما هم وب لاگ خوبی دارید. بخش سعدی خوانی به دلیل فیلتر شدن سایتی که عکس ها رو از اون جا آپلود کرده بودم به این روز افتاده متاسفانه. سعی می کنم هر چه زودتر از جای دیگه ای آپلود کنم دوباره. باز هم به من سر بزنید و سپاس.‌

تصوير خيال

آه ای چشمهای الکی و اشاره های دزدکی دزدکی دستهایتان دستگیر هم که نشود چیزی دستگیرتان که نمی شود مي شود؟ خيلي قشنگ بود منو ياد حرف يكي از همكارام انداخت كه با يكي ديگه بحث مي كرد و مي گفت مي شود.

نسیبه

سلام گلم[شوخی]

اسماعیل

تولدش...مبارک....برای همه مبارک[گل]