فیه ما فیه ... ماجرای نقطه شدن معشوقه ها

 

1.

 

گفت دقت کردی جهان با چه سرعتی داره به سمت زوال می ره ؟ گفت می دونی از پنجاه سال پیش ویروسها چه جهش ژنومی درشون اتفاق افتاده و چقدر قوی شدن ؟ گفت می دونی اگر سیل و زلزله و سونامی و طوفان و ... جهان رو نابود نکنه ویروسها این کارو می کنند؟ گفت  هیچ از نبرد عظیم ویروسها و انسانها خبر داری؟ 

 

2.

گفت ما بچه ها رو به دنیا می آریم که از ما خوشبخت تر بشن اما خب نمی شن. و این یه واقعیته.

 

 

3.

میگم چرا اینهمه تند تند عاشق و فارغ میشی؟ تو ثبات شخصیت نداری. میگه دست خودم نیست. هر معشوقه ای تا زمانی که علامت سواله برام جذابه اما متاسفانه خیلی زود علامت سوالها به نقطه تبدیل میشن و من لاجرم دنبال علامت سوال دیگه ای روانه میشم.

نصفه شبی یک دفعه جرقه ای تو ذهنم می زنه. یاد یک مطلبی می افتم تو فیه مافیه حضرت مولانا. بلند میشم و تورق می کنم و البته که پیداش می کنم:

 

3-1

" خلق آدم علی صورته" آدمیان همه مظهر می طلبند. بسیار زنان باشند که مستور باشند اما رو باز کنند تا مطلوبی خود را بیازمایند .

" کنت کنزا مخفیا فاحبیت ان اعرف" من گنج مخفی بودم پس دوست داشتم که شناخته شوم.  خلق آدم علی صورته " ای علی صوره احکامه" احکام او در همه خلق پیدا شود. زیرا همه ظل حقند و سایه به شخص ماند اگر پنج انگشت باز شود سایه نیز باز می شود و اگر در رکوع رود سایه هم در رکوع رود و اگر دراز شود هم دراز شود. پس خلق طالب طالب مطلوبی و محبوبی اند که خواهند تا همه محب او باشند و خاضع و با اعدای او عدو و با اولیای او دوست.

3-2

عقل همچون پروانه است و معشوق چون شمع. هرچند که پروانه خود را بر شمع زند بسوزد و هلاک شود. اما پروانه آن است که هرچند برو آسیب آن سوختگی و الم می رسد از شمع نشکیبد و اگر حیوان باشد مانند پروانه که از نور شمع نشکیبد و خود را بر آن نور بزند او خود پروانه باشد و اگر پروانه خود را بر نور شمع می زند و پروانه نسوزد آن نیز شمع نباشد. پس آدمی که از حق بشکیبد و اجتهاد ننماید او آدمی نباشد و اگر تواند حق را اداراک کردن آن هم حق نباشد پس آدمی آن است که از اجتهاد خالی نیست و گرد نور جلال حق می گردد, بی آرام و بی قرار. و حق آن است که آدمی را بسوزد و نیست گرداند و مدرک هیچ عقلی نگردد.

4.

پس درسته که غایت آمال یک معشوق اینه که همیشه معشوق بمونه و همیشه ستایش بشه و همیشه قلب عاشقش تالاپ تولوپ کنه براش . رنگش بپره براش. اما خب این وضعیت طبق استدلال بالا پایدار نیست به هیچ وجه.

چون که ما ظل حق هستیم . سرشار از نقصانیم و لاجرم خیلی زود و در نهایت زود از علامت سوال به نقطه تبدیل میشیم و علم حضرت عاشق که مثل خودمون یک آدمه بر ما محیط میشه و البته  گاهی بر فیها خالدون ما محیط میشه و اون وقت نهایت آمال آدمی که مطلوبش بی آرام و بی قرار چرخیدن و سوختن است و دوست دارد در این سکر و گیجی غرق بماند و مراتب معشوقیت معشوقش هیچگاه مدرک عقل بشری او نگردد......

هرگز هرگز محقق نمی شود که معشوقه مفلوک در نهایت نقطه می شود دیر یا زود. دیر یا زود ....

 

5.

گفت دقت کردی ما خیلی تلاش می کنیم. دست و پا می زنیم... موهامونو رنگ می کنیم... انداممونو ردیف نگه می داریم ... لباسهای رنگی رنگی چقده قشنگی می پوشیم... عیشوه های نوین یاد می گیریم... خودمون و می کشیم  نقطه نشیم اما خب.... میشیم و. این یه واقعیته....

/ 5 نظر / 31 بازدید

وبلاگ شما عالی بود[تایید]به وبلاگ من هم سری بزنید و نظز بگذارید.با تشکر

phoenix

ویروس ها هم از قواعد انسانی پیروی میکنن تا دنیا رو تو دست خودشون بگیرن این قاعده اینه : نو ترکیبی ! در تمام اشکال مادی ،حتی در منظم ترین اونها ، بی نظمی وجود داره این بی نظمی گاهی اونقدر کوچیکه که دیده نمیشه اما وجود داره ! کوچکترین بی نظمی ها در هر سیتستمی به مرور زمان بزرگتر و بزرگتر میشن و اینقدر ادامه میدن تا نظم رو کاملا عقب برونن یه روز ماشینو روشن می کنی می بینی یه صدای خیلی خیلی کوچولو میده ، اهمیت نمیدی اما اون صدا رفته رفته بزرگ میشه تا اینکه ماشینو متوقف کنه کهکشان راه شیری یکی از منظم ترین سیستم ها رو داره اما کم کم دانشمندان دارن پی به بی نظمی هایی می برن و پیش بینی میکنن این بی نظمی در فلان سال دیگه کهکشان رو نابود می کنه ...ویروس های نسل جدید بی نظمی خودساخته بشریت اند و از کنترل خارج شدن این نقطه و علامت سئوال قضیه مرغ و تخم مرغه !

باران

عالی بود عزیزم عالی.روحم تازه شد.

یگانه

نگاهت خیلی مردونه است. تو به جنس دوم بودن خیلی معتقدی. این رو از تک تک نوشته هات میشه فهمید

مجید حیدری

تیرماه هر سال من شلوغم.اظهارنامه ها پدرم رو درآوردند.برا همین دیر اومدم.