بحران پرند ه گی

 

با تشکر ماچ دار از فاطمه خوبم به دلیل مکاتبات الهام بخشی ( من بخشی) که داشتیم...

 

1.

همه چیز باشد جز عشق

همه چیز خوب است و نیست

و ظرفیت ابر حتی محدود

و ظرف آسمان نیز

محدود

انگار که بالت را مربا مالیده باشند

من دارم گریه میکنم

من مدتهاست که دارم گریه می کنم

این شرایط شور من است

که بختم را توش هی می شویم که شاید

سپید شود و نمی شود

مرا دور بدار

که دوست بداری ام

مرا دوست بدار

که دور افتاده ام

که شور

افتاده ام

و افتاده ام

افتاده / افتاده/ افتاده

آه

آدمی بی عشق/ قناری بی آواز

مرغ بی لانه بی دانه پر کنده

افتاده ام/ افتاده

و غمم دیگر شورش را شورم را در آورده است.

 2.

زن همه چیز داشت. طلا. لباس. عروسک. کتاب. و در یخچالش همیشه 15 تا بستنی داشت . مربا. ترشی. ماست و نوشابه. میوه های مارک دار وارداتی و صادراتی. سبزی ها و خوراکی های رنگی.

زن همه جیز داشت رو تختی ساتن. ترمه.  مخمل. گلبافت.

زن گریه می کرد. مدتها بود که گریه می کرد.

گفتند خوشی مگر زیر دلت زده بی حیا ؟ تو را چه می شود؟

زن گریست مرا چه می شود؟

زن به دنبال چه می شودش پر کشید چونان پرنده ای که از پنجره آشپزخانه می زند به ظرف محدود آسمان و ابر می شود.

ابر گریست و زنها مویه کردند.

شما را چه می شود؟

و خداوند نامه هائی گرفت با هزاران زن امضا که زیرش زده بودند. همگی زیرش زده بودند.

آی زمین تو را چه می شود بی عشق؟

و خدا نبشت

هست. زمین من وسیع هست. پر بکشید . شما مهاجرید. شما پرنده اید .

و روزنامه ها نبشتند

بحران زنان پرنده !  و در جوامع امروزی زنان- و زنان امروزی- و آخر الازمان است.

و آی کاش همین جمعه آقا بیاید پرندگی را جمع کند. و زنان از آقایی که پرندگی را جمع می کند روی بر تافتند و بر دانه ریزان مفت دل خوش داشتند و بحران پرندگی و بحران پرندگی و بحران پرندگی......

/ 7 نظر / 24 بازدید
میم دال

آخ که چه حظی چه حظی چه حظی ممنونم از این همه

سمیرا کرمی

آی عشق عشق ترا چه می شود اگر هب روتختی های ساتن و گلبافت ها سری بزنی ....

مجید حیدری

زمین من وسیع هست. پر بکشید . شما مهاجرید. شما پرنده اید . عالی بود. پرواز شهامت می خواهد بال و پر بهانه است

ن ب

دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میرومم و بر پوست کشیده ی شب دست میکشم و در آخر پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست

علی احمدى ویلکیج

اعتراف می کنم اولین باری که مطلبت رو از اول تا اخر خوندم......خیلی لذت بردم...شعر قشنگ و شورمندی بود

ف

ااااااااااااااااااااااااااااخ درد مشترك و پرنده هايي كه زيرش زدند!