تنهایی بچه های ما آدمهاست

 

 

در اعماق آبی کنار گوش مرجانها تناتن با ریز ماهیهای رنگ

زمزمه ای که خدایا ملطفتی که تنهایی تنهایی تنهایی

که تنهایی بچه های ما آدمهاست

‫باید بزرگش کنیم و مواظبش باشیم

‫از بس درد که می کشیم

‫هی تنهایی زائیده می شود تنهایی

‫بچه های تنهایی

‫که تنهایی بزرگ می شوند

من به جنوب می روم تنهایی

با بچه هایم تنهایی و تنهایی

و می زنم به لبه های آفتاب

به آب و ریز ماهیهای رنگ

به موجاموج و شروه خوانی

به بچه های غروب

که با بچه های تنهایی کشنده می شوند

و من که باز که دوباره باز

به مرگ می گویم سلام

تو هم که تنهایی ...

و باز که دوباره باز

تنهایی می میرم.

/ 5 نظر / 26 بازدید
مجید حیدری

بچه های تنهایی ‫که تنهایی بزرگ می شوند. خوب بود. خوب.

آرزو

مبارکه 10 سالگیت مامان نرده ها دوست جون!لبته مشکل من ارضای روحی نیست ارضای جسمی بود دوست جونم!! از پیامت ممنونم.رادین جان را ببوس.مشتاق دیدار....

فاطمه

تنهای تنها دور از تن ها..... تن های تنها ...... واژه ی عجییییییبییییه ....................الهام زیبا بود

تصوير خيال

مال رستاك قشنگم

ف

جنوب: موجاموج و شروه خواني... هردوشو پايه م