آذر. کافه. دوست

 

آذر تهران را دوست دارم. عروس ماههای سال. درختها خزان خود را با عجله انجام می دهند. سراسر خیابان را  رقص برگهای آتشین رنگ پر می کند. 

آذر ماه هوس کافه رفتنم خیلی گل می کند. عصرها که از کنار کافه ها رد می شوم دلم دوست می خواهد . دوستان جانی . دلم گپ می خواهد. گپهای جانانه. دلم قهوه می خواهد. کافه کتاب. گروه دوستان.

دوستان من کجا هستند؟ روزگارشان پرتقالی باد.

/ 5 نظر / 34 بازدید
فاطمه

الهاااام منم دوست میخواد اونم یه عصرپاییزی.ازجنس آذر. هفته ی بعدهمسری میره ماموریت.میام محل.دلم یه قهوه میخواد.تلخ نه....باشکر.فقط باش.دلم گرفته الهام

ن ب

سلام عشقم البته که ما دوست جانی نیستیم اما دلتنگ

مجید حیدری

آذر ماه ... ماه اشکها و لبخندها آذر (دهه60) نمیدونم دقیقا چه روزی بود :) .... تولدت مبارک آذر 86 تا امسال 7 سال از فوت ننه میگذره. خدا رحمتش کنه . آذر سال85 یادته؟ بگم یادت میاد؟ 29 آذر85 - شب یلدا- مهمونی پاگشا ؟ یادته؟ از بیرون اومدی یه عروسک زرافه دستت بود من کودن , من خنگ, فکر کردم برای هانیه گرفتیش هی ازت تشکر میکردم. تو هم اون رو دادی به هانیه , بعدش فهمیدم هدیه گرفته بودیش. هنوز از اون کارم خجالت میکشم . باورت میشه هر چند وقت یه بار یادم میفته و کلی ازدست خودم حرص میخورم.آی حرص میخورم .کاری نداری من باید برم دوباره کلی حرص بخورم ...

شپسی

بیا با هم بریم کافه بگردیم. منم عاااااشق شم. کلا کافه گردی رو می گم