ده سالگی نرده ها

 

آبان ماهی که گذشت نرده ها-  نرده های عزیز من که قد رادین شاید یکمی کمتر دوستش دارم - ده ساله شد.

روزی که نشستم به باز کردن وبلاگ تو پرشین بلاگ یه پشت کنکوری بودم با ابروهای پاچه بزی و قدری هم سیبیل و یه عالمه ادعا.

اون موقع پرشین بلاگ کمتر از انگشتهای دست عضو داشت. دوستهایی که از پنجره خوب نرده ها پیدا کردم  همه رفتند در به در زدند رفتند بلاگفا - بلاگ اسپات- بلاگ اسکای و... سایت شخصی زدند و یه روز بطور کلی رفتند.

شاید غرق در مسائل روزمره  دنیای واقعی شدند در سفته بازی بازارها در مسائل خانوادگی .

اما من موندم. دنیای واقعی من یه جورایی مجازی بود. من با نرده هام بزرگ شدم وقتی پست سالهای پیش رو می خونم توش همه چیز هست. همه چیز.

از دل گرفتگی از برادر و پدر هست تا بحثها و زستهای روشنفکری ادبی و سیاسی و فلسفی تا  خاطرات خوب قبولی تو  مقاطع بالا و مرگ دوستهام و شکستهای عشقی که قربونش برم پی در پی بود...

چیزی که دریافتم برای رشد فکری نمیشه نمودار کشید اصلا رشد فکری شاخص نداره نمودار این سالهام یک خط زیگزاله بالا -پائین - بالا -پائین

در نقطه های بالا از خودم راضی بودم در نقطه های پائین ناراضی

همینه که پروردگار در شاخص ارزیابی زندگی کوتاه و پر ماجرای ما آدما فقط از رضایت حرف می زنه

ارجعی الی ربک راضیه مرضیه...

برای ده سالگی نرده هام شمع روشن می کنم و با یه دنیا آرزوی خوب فوووووووووووووتش می کنم.

اینم برای دوستانی می نویسم که برای با خبر شدن از احوالات حضرت به روز کننده نرده ها میان و التطافاتا سری می زنند

این روزها رادین داری می کنم و برای کم کردن وزنم که دوران بارداری 10 کیلو اضافه شده به باشگاه می رم و ورزش می کنم. ساعات ورزش هم همش دلم پیش رادینمه. خوابیده ؟ گریه می کنه؟ بی قراره؟ منو می خواد ؟ بی خیاله؟ 

نمی دونم چطوری بعد از تموم شدن مرخصیم به سر کارم برگردم و ساعتها دوری عزیز دلمو که هر روز شیرین تر میشه رو تحمل کنم

خدایا صبر. خدایا برکت. خدایا زمان.

آمین.

/ 4 نظر / 18 بازدید
مجید حیدری

تولدش مبارک! این خیلی بده که ساعات طولانی سر کار , توی ترافیک و... هستیم و بچه هامونو کم میبینیم. من همیشه از این بابت غصه می خورم.

فاطمه

ای الها م الهام ...الهام الهام ....یاد اون روزا بخیر که هر مساله ی ساده زندگی برامون یه دنیا خاطره میشد و خیلی زود با کلی ایهام و ایماژ میومدیم مینوشتیمش....یادمه اون اوایل که وبلاگ ساخته بودی بمنم گفتی ...تو سرویس دانشگاه بود ...من عین خنگا گفتم وبلاگ یعنی چی.....بعد تو گفتی مطلب مینویس بعد میان کامنت میذارن....یادمه همونموقع خودت فهمیدی من بازم گیج شدم برام توضیح دادی....یادمه من غبطه خوردم به تو که حالا معروف میشی ...آییییییییییییییییی الهااااااااااام دلم سادگی اون روزا رو میخواااد

تصوير خيال

دلم براي هر دوتاتون تنگيده يه عالمه

phoenix

اينجانب به همراه جمعيت خگوشاي شهر خگوشا تولد ده سالگي نرده ها رو تبريك مي گويم ايشالله صد سالگيشو هم ببينيم ! وهمينطور شاهد باشيم كه در اين وبلاگ خگوش ميره خگوش مياد/ خگوش ميره خگوش مياد / خگوش ميره خگوش مياد .....