۱۳۸۳/۳/۱٩
 

با اينکه محمد آزرم ”راديکاليته“ را در مفهوم درست سياسی اش( به معنای بنياد گرايی و ارجاع به گذشته) نياورده اما از آن در  نا بيانيه ی شعر هم به خوبی استفاده نکرده است... با خواندن اين مقاله ی توصيفی ، تبييينی متوجه خواهيد شد که فرا روی که آزرم مرتب از آن سخن می گويد جز با وجود بستری تثبيت شده امکان پذير نيست . اساسا نمی توان از جريانی که هنوز با مولفه هايی خودش را تعريف نکرده باشد فرا تر رفت. نيما شدن و پيروی از رسم نيما جز در شرايط ايستا و establish شده امکان پذير نخواهد بود شايد آزرم بگويد که؛ خب همين فرا روی و تثبيت نشدن مولفه ايی است که شعر متفاوط را معرفی می کند که در اين صورت به سوی راديکاليته ی شعر نيما رفتن چه معنی می تواند داشته باشد؟ مقاله ی  محمد آزرم را در اين رابطه بخوانيد و در نقد ساتوری آن ياری ام کنيد.

...