۱۳۸۳/٢/٤
 

پاتريک دانلی/ الهام حيدری

 

Δواکسی

ازتخت پادشاهی ... ( عجب رنگيه خدائيش ، حالش رو ببريد)

ازتخت  پادشاهی ام در  هوا

 موهای کوتاه  مشکی ات،

دانه های زبر فرچه

سفيدی های زخم روی سرت

هلالهای  کوچک ماه

 

با کف دستهای رو غنی ات

معاينه می کنی پاشنه ام را

با ضربه های سنگين

به نظر می رسد

 ماساژ می دهی پاهايم را از داخل کفش

تی شرتی  بر تن با تصوير يک سگ سرخ بولداگ

نخ نما و آنچنان بلند

که آويزان شده مثل حرير

ماهيچه های پُشتت منقبض و منبسط می شوند

دانه های ريز اسپری ات

گير می دهد به حوله ی سفيد حاشيه دوزی شده

مثل هزار پا

سراسر پاهای واکسی ام

لبه ی  تخته کفش را  رنگی می کند

با اسفنجی  پر از نم  واکس

ميگويی که هرگز  در پرو  ،برف نديده ايی

تو آن  را دوست نداری

 آن کار و بارت را کساد  می کند

 

معمولا اجازه می دهی به من

که درونت را بخوانم

با دو ضربه ی آرام  کف پای راستم

بعد من دستم را دراز می کنم

با مزدت  که در آن پنهان است

خار و خاشاک امروز را

تو مثل يک سمور آبی  کنار می زنی

برای تماشای دختری که ار خيابان می گذرد

بر می گردی به کار من

 که تحسينت می کنم فقط برای آن ـــــــــــ

پايان سردی است برای کار ما

چگونه با اين اخم به محبتم پاسخ می دهی؟

بندهايم را محکم می بندی و

دور ميشوی... 

 

 

ببينيد محمد آزرم چطور ترجمه کرده است.

                         *******

می بينی خانم فرزانه دوستی، چطور اوامرتون لازم الاجراست ! اين شما و ساتور نقادی و اين هم متن اصلی شعر.( ريتميک بخون ---> فقط به خاطر تو )

 

From my throne in the air
your black hair cut short all over
is a soft bristle brush,
white scars on your scalp
are little crescent moons.

With grease on your bare hand, you probe
my heel with a hard thumb, seem
to massage my foot through the shoe.
Under a t-shirt with a red bulldog,
worn so long it hangs like silk,
the muscles of your back expand and contract
as you spray mist, snap a white towel
fringed like a millipede
over my shining foot,
paint the edges of sole
with a sponge full of wet polish.
You say you never saw snow in Peru:
you don't like it, it ruins your business.

Usually you let me know you're through
with two gentle taps under my right foot,
then I offer you my hand
with your tip hidden inside.
Bur today you twist like an otter
to watch a girl cross the street,
turn back to catch me
admiring you just that way—

cold finish to our business, how you
notice my love with a scowl,
tie my laces hard, and turn away

 

 

...