۱۳۸٢/۱۱/۱۱
 

برای روز تولد عزيزترينم .

 

در لحن تو مادامم

تا مال تو است نرم من!

مال کسی نشود اين لحن

مادام که مال تو آمال من

مال من آمال تو

يعنی من و تو آمال مالامال

يا تو و من مالامال آمال

کلمه در تو به نرم ميرسد      حضرت لحن

کلمه در تو به لحن ميرسد     حضرت نرم

من در تو به خروس رسيده ام

به ريزهای درشت

که ماهور می شود        شور می شود  

و چای شيرين با بوی داغی کاغذ

  که بشامد در گُمجمه ی اتاق

مست بشود چوب رخت   تخت

و نرم هر آنچه که سخت

بی گدار زده ام به بوسه

فکرم نوچ شده

هی لزج ميشود خيال

که يای نرم و درازی دارد برای بوسيدن

... زير نگاه تو خراب شده مخيله ام

خيلی شده خيال          (به خر خر نيفتد اين شعر حضرت نرم ! )

دست نگه دار خواندنم را

از ساده ،  زياد بر ميداری از زياد ٬ساده

ــ کم که نمی آورم

 زير نگاه تو کلمه کم است    مبهم  است

 زير نگاه تو

 هنوز کوچک است اين مرگ

 که شب به شب

 در معين ميرسد

زير نگاه تو يک بدن کم است

کافيست نگاهت کفاف ساده را بدهد

ما مال همـــــــــــــــــيم

مالامال هميــــــــــــــــم

مادام که مال کسی نشود اين لحن

که مال من است

ـ مال من ـ

 

 

 

 

...