۱۳۸٢/٦/۳
عشق ای شور سه حرفی ... سلام.

از هر طرف که مهر بوزد پرت ميشود نه! اين سرباز بی دست و پا هنوز بزرگ نشده عاشق نشده سياهی و سفيدی این صفحه صخره میخواهد...
ـــ کيش!
پيـــــــــتيــــــکو پيــتـيکــــــو پيتيکو ... برای دفاع هيچ در چنته دارد چموش بی سوار سواري نميدهد
ـکجايی الهام؟بيا اينم يه آوانس وزيرت رو نجات بده...
( بزار بازی مو کنم مرتيکه ی خرفت! نميخوام آوانس بدی. دوست دارم همه چيزم رو از دست بدم اصلا از استيصال شاه وسط این صفحه لذت میبرم..)
ـگرمی هوا در هندوستان سه هزار کشته... ــــ اون تلویزیون رو کم کن بیا دیگه الهام !
آره حتما ساری زرد بهم میاد... با خال یا بدون خال؟ روزی چهار ساعت رقص فلفلی لای اون درختهای سبز استوایی...یه فیل داره از دور میاد آره ! آدم یاد مامان بزرگ می افته شبی که به پیشنهاد عموها و عمه ها بابا براش تولد گرفت و حرکات آرومش در لباس خاکستری اهدایی بابااونقدر حسادت مامان رو بر انگيخته بود که مدام در گوش من ميگفت: مثل فيل شده مثل فيل شده ... فيله اومد عمو دستش رو دور گردنش انداخته میگه بنداز دیگه! من پشت دوربین بودم؟ آره بابا خودم بودم ... نزديک نزديک شد خورطومش رو پيچيد دور کمر وزيرم
ــــ ميخوان برقصن؟ نه بابا خوردش. حالا باید با این سرباز بی دست و پا وزیرم رو زنده کنم.
ـــ بابا چرا واسه اینا دست و پا نذاشتن؟
ــ دست و پا هم میزارم برات حالا بیا !
آها... نزدیک قلعه رسیدی نترس صدام کن با صدای بلند طوری داد بزن که هم کنگره ها و هم دلم بلرزه مثل همون ژله ایی که تو عروسی فرحناز با شیطنت تمام نگذاشتم بهت برسه داغش به دلت موند نه ! ولی بی شوخی عجب چیزی بود ... وای ! کنگره ها موهامو میریزم پایین مثل طناب بگیرش بیا بالا خب؟ اما آخه همین امروز موهامو کوتاه کوتاه کردم.خب ... خب چیزه همین پیژامه(پاجامه)ی بابا که بارها جلوی دوستهام باهاش رفته پایین جلوی در چیز محکمیه هان چطوره ؟
ــــــــ ا ... بابایی شلوارتون پاره اس!
ــ دختر تو بازی میکنی یا سیاحت تو درز های شلوار بابات ؟... اه حوصله مو سر بردی جمعش کن جمعش کن...

بهم ریخت... همه چیز رو بهم ریخت. همه ی مردها همین طورند . کاش لآاقل یکی مون مات میشد. تو هم که تک و تنها مردد اون وسط موندی.. منم که گفتم اینطوری نمی رسیم به آخر..
میگم ها... میگم چیزه.. کاش برگردی از اول یعنی دوباره... دوباره بچینیم . میخوام جدی جدی بازی کنم .
دلم گرفته... دلم عجـــــیــــــب گرفته.

...