۱۳۸٢/٤/۸
واکندنی ها (!)
مجموعه شعرـ عصر حجر ـبرای کسانی که کنجکاوانه ماجرای جايزه شعر کارنامه را دنبال
می کردند تداعی کننده ی رضا شنطيا يي است که عدد ۳ روی پيشانی يا چه می دانم روی پيراهنش درج شده است اما نترسيد با کمی مکث و تامل روی اين تصوير بر آمده از آرشيو ذهنتان يادتان می ايد که او برنده جايزه نفر سوم شعر کارنامه بوده است .
البته شما پيش از انکه اين موضوع را بدانيد کتابش را مطالعه می کنيد اما بعد از امتحانات يعنی انتقامات پايان ترمتان وقتی روی مجلات تهيه شده از قبل شيرجه مي زنيد و حين مطالعه گزارش مراسم شعر کارنامه بطور اتفاقی موضوع را می فهميد ... حتی تعجب هم در ذهنتان نمی گنجد () ! <-------- يعنی اينطوری.
و با خودتان می گوييد ؛ ( اگر کمی شجاع بودم( و البته سرمايه دار) و قبل از سال ۸۱شعرهايم را به چاپ می رساندم شايد حالا چهره ام با يک عدد يک طلايي برای دوستانم تداعی می شد ...)
اما نه کور خوانده ايد! يعنی طبق معمول تند رفته ايد اصلا همين تند رفتنها اغلب به درد سرتان می اندازد.
ظاهرا شنطيا سعی کرده از تز پيچيده ديدن و ساده بيان کردن استفاده کند اما وجود بعضی تصورات واقعا کودکانه مجبورمان می کند اينگونه بينديشيم که شنطيا مثل اسکار در طبل حلبی
کوشيده با سنگ و دندان هم که شده به اين دنيای سنگين مثل دوران هفت سنگ بازی اش نگاه کند.
و برای همين منظور فضای روان و بی تکلف شعرش را با سنگهای حتی واقعی تر از سنگهای تعريف شده در جلد دوم فرهنگ عميد و معين چفت و بست داده است طوری که اگر کتابش را از اين سنگها بتکانيم جای خالی سنگها هفتاد سوراخ در مجموعه ايجاد می کند. ( در محاسبه تعداد سنگهای کتاب شک نکنيد البته با احتساب عنوان فصلها)
و همين محوريت و موضوعيت سنگ مجموعه را جالب توجه می کند.
هفت فصل کتاب شنطيا مثل هفت سنگ دوران کودکی در روی هم بند شدن و نشدنشان حرف و حديثهای شيرينی دارند .طوری که کتاب می تواند ساختمان سنگی هفت طبقه ايی باشد با عناصری که در هر طبقه با شاعر زيسته و می زيند و کسی که وارد اين ساختمان ميشود نه تنها از اينهمه سنگ يک شکل بلکه از صدای انحصاری راوی هم خسته نمی شود
چرا که سنگها بر فونداسيونی به قوت زبان و ادبيات فارسی و ضرب المثلهای غنی آن بنا شده است. گويي در اين کتاب می توان هر آنچه راجع به اسطوره ی سنگ در روابط ساده ی انسانی را دانست .
نکته ی گفتنی ديگر اينکه نگاه استعاری شنطيا هيچ لطمه ايي به بازيهای هرچند ضعيف زبانی کار نزده است و گاهی با اين استعارات همچون هجاهايي بی معنا بازی شده است
بگذريم از اينکه ادبيات حاکم بر کل کار حماسی و آرمانی است و در آن نه از شکاف نسلها خبری هست و نه از مشکلات جامعه پذيرانه ايي که در جريان حفظ ارزشهای پس از جنگ صورت گرفت در کل اين مجموعه با پرداختن بسيط بر يک سری عناصر خاص فرمی داستانی به خود گرفته است طوری که هر سنگی جای خودش را می گيرد که اين از نقاط ضعف يک کار حرفه ایی است.
...