۱۳۸٢/٢/٢٤
فراروی(؟)
بعد ار ظهر دوشنبه ۲۲/۲/۸۲ بين ساعات (۵/۱۸-۵/۱۶)جلسه ی نقدو برسی کتاب پا برهنه تا صبح گراناز موسوی در تالار انديشه ی حوزه ی هنری با حضور ضيائدين ترابی سيد احمد نامی و حميد شکار سری بر گزار شد.
به قدری حضور دوستان علاقمند در اين جلسه پر رنگ بود که همه رفته بودند در منوی کالر خودشون و سعی داشتند رنگش رو کم کنند .
ابتدا ترابی (چون اسمش سخته نمی نويسم) ضمن اشاره به چاپ دوم رسيدن کتاب موسوی از علل بر جستگی (؟) او( گراناز موسوی) بين شاعران دهه ی هفتاد گفت و به فراروی(!) او اشاره کرد سپس حميد شکار سری روی فراروی تا کيد نمود ودر بسط همين مفهوم از اتفاقات افتاده در شعر او صحبت کرد.
سيد احمد نامی هم بحث فمنيسم در شعر موسوی را مطرح کردو طوری مبهم به بحث سينما و کليپ و موسيقي در شعر پرداخت که برای يکی از حاضران شبهه پيش آمد که بالا خره کدام يک خدمتگذار ديگري اند سينما به شعر يا شعر به سينما؟
سپس يکی از حاضران که شباهتی عجيب به صاحب اين وبلاگ داشت تمام بند و بساط سخنرانان را با احترام هر چه تمام تر بهم ريخت با پا فشاری روی اين نکته که اصلا فراروی صورت نگرقته وخانم موسوی حتی در کتاب جديدش هم (آوازهای زن بی اجازه) بجز در يکی دو شعر (مثل بازي ص۸)از زبان و لحن شاعران دهه ی چهل (بخصوص فروغ) فرا تر نرفته است
گوينده يا به عبارت مناسب تر بهم ريزنده معتقد بود که اگر فرضا فرا روی و فرا رفتن مثبت و امری لازم برای شعر دهه اي و رقابتی شده ی امروز است ملاکهای اين فراتر رفتن هم بايد آنچه که مطرح شده و می شود باشد(مگه نه؟) که اگر اينطور است ساده ترين اين معيارها و تکنيکها
در شعر خانم موسوی پياده نشده است.
به عنوان مثال بحث چند صدايي چقدر در کتاب خانم موسوی قابل برسی است؟(بگذريم از اينکه نگارنده در پاسخ به سوال دوستانی که می خواستند راجع به چند صدايي بيشتر بدانند
مثل گل (با کسره) در خرخره مانده بود)
و خيلی چيزهای ديگر که بهم ريزنده ی مذکور تند تند و بی مهابا مطرح کرد و حالا که خوب فکر ميکند می بيند دليلی نداشته اينقدر داغ کند و امپرش بپرد بالا!
شايد هم به قول دوست همراهش {خاک بر سرش آوانگارد شده است رفته است!}
...