۱۳۸٢/٢/٩
يکشنبه ها (۱۹-۱۷).
عاشق ترين پسرها
با چکمه های برف گرفته
فرو ريختند
يکريزچون برف
تا زيباترين دخترها برف بتکانند از شا نه هاشان
زمين را مه گرفت و زمان دو نيمه شد
در نيمی ديگر همه بودند جز تو
و در نيمی ديگر تنها من بودم چون تو
و تنها شدم مثل همين حالا
چه کسی ميان شما نيست عاشق ترين پسرها!؟
***********************************************
بدون شک سميرا کرمی خوشحال بود از اين که در اولين نشست اتاق شعر فرهنگسرای بانو
(سرو) روز يکشنبه ۷/۲/۸۲ قريب به دو ساعت دوستان زيادی بطور جدی روی شعرش بحث تفحص وگفتگو کردند
البته موضوع اين گزارش يا صورت جلسه خوشحالی و چقدر خوشحالی سميرا کرمی نيست
بلکه اين صرفا يک آغاز جالب است برای اين گزارش و البته برای کليد خوردن يک اتاق شعر که فکر کنم اگر اينطور پيش برود می شود اجاق شعر!
در ابتدا محمد آزرم سعی کرد تا چارچوبها و خط مشيهای پيشنهادی خود را برای پيشبرد اهداف و ضرورتها بيان کند و همچنين از حاضرين خواست تا پيشنهادهای خود را ارائه دهند.
سپس سميرا کرمی با پيشنهاد خوانش و نقد و برسی شعر مورد نظرش توسط دوستان موافقت کرد.
از ميان خانمها:پروانه جوينده/ فريبا فياضی /سميرا کرمی / ليلا صادقی و... واز ميان آقايان محمد آزرم /خليل در منکی/علی سطوتی/ عليرضا سميعی/و اون يکی سميعی(!)/محمد نوری / محسن قائم مقامی /احمد پرهيزی / نمی دونم چی چی بينش و.. ...در جلسه حضور داشتند
(نام نابرده ها هنوز شناخته نشده ودر نتيجه بد جور مشکوکند)
روی شعر خانم کرمی هم از لحاظ فرم وهم از نظر موضوع بحث شد که البته بحث موضوعی بيش از اندازه موضوعی و بسيار موضعی بود طوريکه بلافاصله بعد از طرح موضوع همه ی خانمهای حاضر در جلسه موضع گرفتند(من؟ من نه به جون خودم ! من اينجور مواقع بسيار صبور هستم)
بعد از بحث موضوعی و اشاره به شباهتهای زبانی به اشعار لورکا علی سطوتی(با اين فاميلی سختش) دور و نزديکی اين شعر به معيارهای زيبايی شناسی زنانه را از منظر نظر ی متافيزيک با نگاهی جزئی نگر و ريز شدن ساختاری (؟) مورد برسی قرار داد و ا‌ذعان داشت که شعر به شدت دچار فقر تاويلی است.
سپس خليل در منکی (که فاميلی اش دست فاميلی سطوتی را از پشت بسته) اينکه شعر مرجع واقعی داشته باشد را حاصل نگاهی پيشا مدرن به پديده ها دانست و چيز بودگی را از نظر زبان شناختی يک انحراف معرفی کرد همانطور که سانتيمانتاليزم وتزئينهای تصنعی برای شعر مثل احساس تعهد به قافيه آوردن پی در پی در متن يک انحراف آزار دهنده است .
چيز بودگی بنا بر تعريف خود او( بعداز کلاس)بطور ساده محور قرار دادن چيز و يا يک مقوله ی غير شی مثل ترسيدن و ... است و کرمی ميتوانست به جای اشاره به عاشق ترين پسرها
از همان صنعت ساده ی مجاز کمک می گرفت و عاشق ترين کلاه ها يا از چيزی شبيه اين استفاده ميکرد. در ضمن يکی از دوستان برای گسترده تر کردن دايره يا به تعبير خودش جغرافيای کلمات سميرا کرمی به او پيشنهاد حواندن دائرة المعارف را داد!

******************************
البته اينها مواردی بود که به نسبت ديگر مسائل مطرح شده وقت بيشتری را صرف خودش کرد
و از کنار مسائل مهمی مثل حذف ادات تشبيه و چرايي اين موضوع تقابل نطم و نثر و چرايي لزوم خيلی از بايد ها و نبايد ها گذشتند (گذشتيم)


. ...