۱۳۸۸/۱۱/۸
مسکو

 

هوای منفی ٢۴ درجه مسکو ،

من،

کفشهام که زیاد گرم نیست.

وسوسه یه فنجون گنده قهوه داغ و تلخ.

(تلخ تلخ یه تلخی بی پایان مثل ته چشمهای اون آقاهه و یه کمی شیرینی مطبوع مثل صورت دختری که کنارش راه می رفت و تو این سرما دامن کوتاه پوشیده بود. جدا کوتاه)

و اینکه

 نسبتا آدم دروغگویی هستم.

مواظب قناریها باش

بر می گردم.

قول.

...